اللهم صل علی محمد و ال محمد وعجل فرجهم
![]()
![]()
![]()
نام دعا:
در طلوع صبح روز جمعه
بِِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيم
اَصبَحتُ فی ذِمَّةِ اللهِ وَ ذِمَّةِ مَلائِکَتِهِ وَ ذِمَمِ اَنبِیائِهِ وَ رُسُلِهِ عَلَیهِمُ السَّلامُ وَ ذِمَّةِ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللهَُ عَلَیهِ وَآلِهِ وَ ذِمَمِ الاَوصِیاءِ مِن الِ مُحَمَّدٍ عَلَیهِمُ السَّلامُ امَنتُ بِسِرِّ الِ مُحَمَّدٍ عَلَیهِمُ السَّلامُ وَ عَلانِیَتِهِم وَ ظاهِرِهِم وَ باطِنِهِم وَ اَشهَدُ اَنَّهُم فی عِلمِ اللهِ وَ طاعَتِهِ کَمُحَمَّدٍ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ.1
ترجمه:
به نام خداوند بخشنده ی بخشایشگر
صبح کردم(به صبح می پیوندم) در پناه خدا و در پناه فرشتگان خدا؛ در پناه پیامبران و رسولان خدا که بر آنان درود باد. و درپناه محمد، که درود خدا برو و خاندان او باد. و در پناه جانشینانی که از خاندان محمد هستند؛که درود بر آنان باد.
ایمان آوردم به اسرارخاندان محمدف که درود بر آنان باد؛ وبرآشکار و ظاهر و باطن آن بزرگواران.
و گواهی می دهم که آنان هم در مقام شناخت خدا و طاعت حق، مانند محمد هستند؛که درود خداوند بر او و خاندنش باد.
**
اَستَغفِرُ اللهَ الَذَّی لآ اِلَهَ اِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ وَ اَتوبُ اِلَیْهِ .2
طلب آمرزش می کنم از خدایی که، نیست معبودی جز او؛ زنده و پایدار است و به سوی او باز می گردم (از گناه).
اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم .
خداوندا درود بفرست برمحمد وخاندان بزرگوارش و گشایشی در امرغیبت حضرت موعود(عج) عنایت فرما.
نام دعا :
بعد از نماز صبح جمعه
اَللَّهُمََ اِنّی تَعَمَّدتُ اِلَیکَ بِحاجَتی وَ اَنزَلتُ اِلَیکَ الْیَومَََ فَقری وَ فاقََََََََتی وَ مَسکَنَتی، فَاَنَا لِمَغفِرَتِکَ اَرجا مِنّی لِعَمَلی وَ رَحمَتُکَ اَوْسَعُ مِن ذُنوبی.
فَتَوَّلَ قَََضاءَ کُلَّ حاجَةٍ لی بِقُدرَتِکَ عَلَیها وَ تَیسیرِ ذلِکَ عَلَیکَ وَ لِفَقری اِلَیکَ، فَاِنّی لَم اُصِب خَیراً قَطُّ اِلّا مِنکَ وَ لَم یَصرِف عَنّی سوءً قَطُّ اَحَدٌ سِواکَ
وَ لَستُ اَرجو لِآخِرَتی وَ دُنیایَ وَ لا لِیَومِ فَقری؛ یَومَ یُفرِدُنی النّاسُ فی حُفرَتی وَ اُفضی اِلَیکَ بِذَنبی سِواکَ. 3
خداوندا، من با حاجت خود قصد درگاه تو کردم و فرود آوردم به سوی تو در امروز، بار فقر و بیچارگی و ذلتم را؛ پس من به آمرزشت بیش از کردارم امیدوارم ؛ و آمرزش و رحمتت، بسی از گناهم وسیع تر است.
پس متوّلی برآوردن همه حاجتم باش به نیروی خودت ، که آن سهل است بر تو؛ و نشان نیاز من است به تو؛ زیرا من هرگز به خیری نرسیدم ،جزاز جانب تو و تغییر نداد کسی بدی ام را،مگر احدی جز تو؛ و امید نداشتم برای آخرت و دنیایم ، و نه برای روز نیازمندیم؛ روزی که مردم مرا درمزارم تنها می گذارند وبرایم کسی نمی ماند جز تو،که گناهم رابازگوکنم.
متن ادبی:
آرام آرام، اما پر تشویش، صبح آغاز می شود و من، چشم به آسمان می دوزم و در انتظار رنگین کمان – همان طلایه دار حضور آسمانی ات – می مانم!
مولا جان! تا کی دلخون از دیدن شفق، باشیم؟
کجاست آیینه ی سبز حضورت تا در رنگ های امیدواری غرق شویم و هر روز صبح، دل به دیدار و زیارتت بسپاریم؟
"صدای صبح بلند است"
گفته اند که می آیی و پیش روی نگاهم، سپیده خواهد شد پر از شور تماشایی!
صدای صبح بلند است،
گفته اند با تموّجی از نور، آسمان در سینه می آیی.
چقدر بنالم که: خسته است نگاه آرزومندم.
چقدر مویه کنم که: غم دارم؛ غمی به وسعت تنهایی.
هنوز از پی باران ها، نگاه ساحلی ام ابری ست
هنوز در پی درمان ها، مریض عشق تو می مانم:
از یک صبح طلایی تا غروبی پر از شفق، پر از اندوه سپری شدن آدینه ای دیگر و نگاه خسته ای که در طول قرن ها انتظار، باز هم امید به صبحی دیگر دارد؛ می اندیشم:
خدایا، چیست این اندوه نافرجام!
آیا، می بینمش، آن گاه که بر سریر عدالت می نشیند و من شِکوه های عاشقانه ی خود را، غزل غزل نثارش می کنم؟
آن گاه از دلتنگی هایم می گویم و او تبسم در تبسم، دلم را به آرامش می خواند!
* * *
خداوندا، چیست در دل این روزگاران پر اندوه؛ که حتی نوای غربت کشیدگان را در کبود خویش محو کرده است؟
خدایا، آن که در ژرفای پاک سینه ها خورشید می کارد، کجاست؟!
خدایا، آن که هر شب در قنوتش اوج می گیرد دعا.
آن که باران اجابت را ز چشم خویش می بارد کجاست؟!
خوشا سایه زار پناهش؛ که بی پناهان را، در پناه عشق و عدالت نگاه داشته است.
مولاجان!
بی تو حتی بهاران نمی پاید، فرصت زندگی را؛ بی تو دنیا خزان خانه است !
بی تو آیینه ها در غبارند ؛ بی تو رنگین کمان، رنگ سبزی ندارد که با شوق باران بگیرد در آغوش خود، آسمان را!
بی تو تنهاتر از آرزوهایمان، صبح جمعه است. بی تو، حتی زمان بی بهانه؛ با تو اما زمین عاشقانه است.
آداب دعا:
در باره دعاها و زیارت های شب و روز جمعه در هر ساعت و لحظه عظمتی نهفته است که قابل شمارش نیست ؛ ائمه معصومین(ع) بسیار برای عبادات جمعه تاکید کرده اند. نسبت به روز های دیگر فضیلت دارد و در آن روز به مومنین سفارش شده که به پاگیزگی واستغفاروعبادت، بخصوص ذکر صلوات اهتمام نمایند و دعاهای فوق هم بخش کوچکی از بی شمار دعای روز جمعه –چه قبل از نماز چه بعد ازآن- هستند ؛ که برای آمرزش گناهان و صفای درون بسیار مفید است و سفارش شده که حداقل ماهی یک بار؛ تعقیبات نماز تا دمیدن آفتاب ادامه داشته باشد.
منبع:
1. کلیات مفاتیح الجنان/ مرحوم حاج شیخ عباس قمی/ انتشارات فاطمه الزهرا(قم)/چاپ اول/سال 137/ ص 57.
2. همان ص 57
3. همان ص 58.
4.
*****************************************************************************************************************
نام دعا:
دعای روز جمعه
بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيم
اَلْحَمدُلِلَّهِ الْأَوَّلِ قَبلَ الْإِنشاءِ وَالْإِحیاءِ وَالْاٰخِرَ بَعدَ فَنآءِ الْأَشیآءِ الْعَلیمِ الَّذي لا یَنسيٰ مَن ذَکَرَهُ وَ لا یَنقُصُ مَن شَکَرَهُ وَ لا یَخیِّبُ مَن دَعاهُ وَ لا یَقطَعُ رَجآءَ مَن رَجاهُ
اَللَّهُمَّ اِنّي اُشهِدُكَ وَ کَفيٰ بِكَ شَهیداً وَ اُشهِدُ جَمیعَ مَلائِکَتِكَ وَ سُکّانَ سَماواتِكَ وَ حَمَلَةَ عَرشِكَ وَ مَن بَعَثتَ مِن اَنبیآئِكَ وَ رُسُلِكَ وَ اَنشَاْتَ مِن اَصنافِ خَلقِكَ
اَنّي اَشهَدُ اَنَّكَ اَنتَ اللهُ لآ اِلهَ الّآ اَنتَ وَحدَكَ لا شَریكَ لَكَ وَ لا عَدیلَ وَ لا خُلفَ لِقَوْلِكَ وَ لا تَبدیلَ وَ اَنَّ مُحَمَّداً صَلَّي اللهُ عَلَیهِ وَ ٰالِهِ عَبدُكَ وَ رَسولُكَ اَدّیٰ ما حَمَّلتَهُ اِلَی الْعِبادِ وَ جاهَدَ فِي اللهِ عَزَّوَجَلَّ حَقَّ الْجِهادِ وَ اَنَّهُ بَشَّرَ بِما هُوَ حَقٌّ مِنَ الثَّوابِ وَ اَنذَرَ بِما هُوَ صِدقٌ مِنَ الْعِقابِ
اَللَّهُمَّ ثَبِّتني عَلیٰ دینِكَ ما اَحیَیتَني وَ لا تُزِغ قَلبي بَعدَ اِذ هَدَیتَني وَ هَب لي مِن لَدُنكَ رَحمَةً اِنَّكَ اَنتَ الْوَهّابُ
صَلِّ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ عَلیٰ ٰالِ مُحَمَّدٍ وَاجْعَلني مِن اَتباعِهِ وَ شیعَتِهِ وَ احشُرني في زُمرَتِهِ وَ وَفِّقني لِأَدآءِ فَرَضِ الْجُمُعاتِ وَ مآ اَوْجَبتَ عَلَيَّ فیها مِنَ الطّاعاتِ وَ قَسَمتَ لِأَهلِها مِنَ الْعَطآءِ في یَومِ الْجَزٰآءِ.
اِنَّكَ اَنتَ الْعَزیزُ لْحَکیمُ. 1 *
ترجمه:
به نام خداوند بخشاینده ی بخشایشگر
سپاس خداوندی را که نخستين است؛ پیش از ایجاد و بقای هستی و واپسین است بعد از فنای آن. دانا پروردگاری، که فراموش نکند ياد کنندگانش را و کاستی ندهد شکرکنندگان را؛ نه محروم سازد کسی را که می خواندش و نه قطع کند امید ی را که به او امیدوار است .
خداوندا ، من تو را گواه می گیرم و گواهی تو کفایت می کند و تمام فرشتگان و ساکنان آسمان هایت را و جا به جا کنندگان عرش و سریرت را و آنهایی که برانگیخته ای از پیامبران و فرستادگانت و آنچه آفریده ای از مخلوقات گوناگونت؛ شهادت می دهم که تویی خداوندگارمن، جز تو آفریدگاری نیست؛ یگانه ای بدون شریکی؛ بی مثل و مانند؛ نه تبدیلی در گفتارت هست و نه تغییری در رفتارت. به درستی که محمد - که درود خدا براو وخاندان اوباد - بنده و فرستاده ی توست. آنچه را که به اوسپردی، به بندگانت رسانید و در راه خدای شکوهمند و عزیز، حق کوشش به جا آورد و بشارت داد مردمان را به آنچه حقشان بود از پاداش و برحذر داشت آنان را با صداقت از کیفر گناهان.
خداوندا مرا بر دینت ثابت بدار، مادامی که زنده ام و تاریک مگردان دلم را پس از آن که هدایتم کردی وببخشای مرا از رحمتت، که به راستی تو بخشنده ترینی.
خدایا درود فرست بر محمد وخاندان او و قرار ده مرا ازشیعیان و پیروان او. و مرا با آنان محشور گردان و مرا به انجام نمازهای مخصوص آدینه توفیق ده و به آنچه واجب کردی بر من از پرستش ها و به آنچه قسمت خواهی می کنی از عطاهایت برای اهل ایمان در روز پاداش؛ که تنها تویی خداوندعزیز حکیم.
متن ادبی:
شکر و سپاس و منت و عزت خدای را
پروردگار خلق و خداوند کبریا
دادار غیب دان و نگهدار آسمان
رزّاق بنده پرور و خلاق رهنما
اقرار می کند دو جهان بر یگانگیش
یکتا و پشت عالمیان بر درش دو تا
گوهر ز سنگ خاره کند، لؤلؤ از صدف
فرزند آدم از گِل و برگ گُل از گیا
سبحان من یُمیت و یُحیی و لا اله
اِلّا هو الذّی خَلقَ الارضَ و السما
باری ز سنگ چشمه ی آب آورد پدید
باری از آب چشمه کند سنگ در شتا
دریای لطف اوست وگرنه سحاب کیست
تا بر زمین مشرق و مغرب کند سخا؟
در کمترین صِنع تو مدهوش مانده ایم
ما خود کجا و وصف خداوند آن کجا؟
چشم گناهکار بود بر خطای خویش
ما را ز غایت کرمت چشم در عطا
یا رب به لطف خویش گناهان ما بپوش
روزی که رازها فتد از پرده برملا * 2
*
خداوندا، سپاس و ستایش تنها شایسته ی توست!
تویی که در عظمت بی همتا و در خدایی، یکتا.
خداوندا، سپاس و ستایش ابدی از آن توست؛ ستایشی، که همیشگی و دایمی است؛ فزونی گیرد و هیچ گاه کاستی ندارد؛ همانگونه که دوست می داری و راضی ات می کند!
و ستایشت در دلم، مدام است؛ همان گونه که خواهی و دوستش می داری!
پروردگارا، مرا با یادآوری یادت، شیفته گردان و همتم را نشاطی مدام بخش؛ تا به عظمت نام و شکوهِ مقام قدس ات پی ببرم!
خدایا، تو را به منزلت خودت سوگند، مرا با ستایشگرانت همراه کن!
در جایگاهی که شایسته ی من و مورد رضایت توست؛ که خود به توانایی و ناتوانی ام، بهتر آگاهی.
خدایا، اگرچه خواب غفلت مرا از سعادت دیدار و شهود آشکارت محروم ساخت؛ اما شناخت کرم، بخشندگی، و لطف نعمت هایت، آگاهی لازم را به من بخشیده است!
خدایا، مرا با نور عزتت همراه کن، تا بیشتر بشناسمت؛ تا از غیر تو بریده و تنها به امید داشته باشم .
ای صاحب کرامت و جلال!
درود فرست، درود فراوان بر روان آسمانی حضرت محمد (ص) رسول رحمت و خاندان پسندیده و پاک اش!
و در این روز، روز زیبای آدینه، روز زیارتی حضرت موعود (عج)؛ که دل ها آکنده از عطر انتظار اوست؛ انتظارات عارفانه ی ما را هم برآورده بفرما.
از تو می خواهیم ظهور آفتاب عدالت را!
از تو می خواهیم اجابت نیازها و نیایش ها را!
از تو می خواهیم پذیرش تمامی ستایش ها را!
ای آنکه سریع الرضایی و از سخاوتمندی خویش به کمترین ستایش ها، بیشترین پاداش را عطا می کنی.
پروردگارا، خطاهای بزرگ و کوچک ما را، به خاطر عظمت حضرت صاحب (ع) عفو بفرما و به پاس نجوای گرم ندبه و عطر کلمات " اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"
توفیق درک نیایش های روز جمعه را به ما عنایت کن !
توفیق همراهی و هم آوایی زیارت هایی را که آکنده از انتظار واپسین منجی انسان و انسانیت هستند و جان و دل نیایش کنندگان را، به تماشای بلند ترین محراب آسمان فرا می خوانند.
ای خداوند لحظه های سبز طلوع، طلوع واپسین آدینه ،آدینه ی حضور و ظهور ؛ به لطف و کرمت، ما را ببخش !
""با عنایت به مناجات شعبانیه""
****
آداب دعا:
این دعا به نقل از صحیفه ی سجادیه ی امام علی بن الحسین (ع) به روز جمعه اختصاص دارد و در کتاب های مفاتیح الجنان حاج شیخ عباس قمی (ره) و ادعیه ی امام زین العابدین (ع) تألیف جواد قیومی اصفهانی جلد دوم نیز آمده است.
معمولا برای اوقات روز می باشد که هنگام قرائت آن، بعد از نماز صبح یا طول روز است
منبع :
1. ادعيه امام ؤين العابدين/جواد القیومی الاصفهانی/موسسه النشر الاسلامی/ جلد دوم/سال 1419 ه.ق/ ص 120.
2 --کلیات مفاتیح الجنان/ مرحوم حاج شیخ عباس قمی/ انتشارات فاطمه الزهرا(قم)/چاپ اول/سال 1377/ ص 45.
3 - کلیات سعدی / مصلح بن عبدالله سعدی / براساس نسخه ی تصحیح شده ی محمد علی فروغی / انتشارت بهزاد (تهران) / چاپ اول / سال 1382 / ص 614.
حکایت چماق و هویج
*سید عای اصغرموسوی
هر چه لباس های آن ها، آن هایی که از زیر آوار آورده می شوند؛ خاکستری، خونین و پاره پاره است؛ اما لباس های مدافع سیاسی آن ها، بسیار نو، بسیار تمیز، بسیار خوش رنگ و البته از جنس بسیار گران (شاید هم انگلیسی - امریکایی) است و همه فقط دم از انسانیت می زنند!
اما کسی از خود نمی پرسد چرا، خط مقدم جبهه های اسلام تا به امروز فاقد سلاح های بازدارنده ای مثل توپ، توپ های ساحل به دریا و توپ های ضدّ هوایی حتی توپ های تاریخ مصرف گذشته ای مثل توپ های 23.م م و خمپاره اندازهای مستعمل است!
4 ماه آنان، نان را با خون دل خورده اند و به شکلی زجرآور تحقیر شدند!
و اینک ،هر روز فرزندان خردسالشان قطعه قطعه می شوند و باز هم سخنرانی ها، دیدارها، سوخت گران قیمت هواپیماها، هزینه های بسیار گران رسانه ها – روزنامه ها، رادیوها، تلویزیون ها، اینترنت – و هزینه ی افرادی که کارها را تعطیل کرده اند تا به دفاع از حماس بپردازند؛فقط دیده می شود.
آیا این خیل سرگردان، هنوز به درستی نمی دانند که عاقبت حماس چرا به اینجا کشیده شد؟!
اگر از کشورهای عربی – از هر کشور یک امیر زاده – مبلغی را که در قمارخانه های اروپا می بازد، به تجهیز حماس اختصاص می داد؛ می توانست حداقل از سلاح های از رده خارج روس ها- که حاضرند حتی به قیمت چدن های اسقاطی آن ها را بفروشند- نیازهای دفاعی خود را خریداری نماید.
ما حتی در اوایل جنگ عراق علیه ایران، 5 نوع سلاح ضد هوایی داشتیم: موشک هاگ – موشک راپیر – توپ 35 اورلیکن – توپ23 م م (ضد هوایی)، توپ های چهار لوله (ضد هوایی) ابتدایی؛ با آن همه امکانات، هواپیماهای تقریبا پیشرفته ی عراق اکثر امکانات نظامی و غیر نظامی – بیشتر غیر نظامی – ما را تخریب می کردند!
حال حماس ، با نداشتن حتی ابتدایی ترین توپ های ضد هوایی – که نیروهای فلسطینی و لبنانی در دهه ی 70 -80 میلادی در اشغال بیروت، صور و صیدا استفاده می کردند – چگونه می تواند در مقابل هواپیماهای فوق پیشرفته ی امریکایی، فرانسوی، اسراییلی، رژیم صهیونیست مقابله کند؟!
جز این که بگویم قضیه، تکرار قضیه ی عاشوراست و مقابله ی خون با شمشیر؟!
مقابله ی خون با هواپیما های اف 16 و اف 15و یا هلی کوپتر های آپاچی؛ آن هم با بمب های خوشه ای!
و یا مقابله ی خون با موشک ها و توپ ها و بمب های چند صد کیلویی است!
قریب به شصت و اندی سال، مردم فلسطین، تنها مورد ترحم واقع شده اند و امت ها برای آن ها اشک تمساح ریخته اند و بس !
امروز هم به جای تجهیز و مسلح کردن آن مردم مظلوم، تنها برایشان شعار هم نوایی سر می دهند (باز هم جای شکرش باقی ست که تنهایش نگذاشته اند)
با عنایت به فرمایش آن بزرگواری که فرمود :اگر هر مسلمانی یک سطل آب بر اسرائیل بریزد؛ شهرها و شهرک های اشغالی صهیونیست ها سیل با خود خواهد برد. بنده هم یا به زبانی ساده ترمی گویم: اگر هرمسلمان از هر فرقه و مذهب و گروهی، - به تعداد عایله ی خود – خرج یک روز نهارش را در هر ماه، هزینه کند و آن را به حساب فلسطین واریز کند، می توان حتی خون بهای تمام صهیونیست ها را به دلار پرداخت؟!
جای شگفتی نیست اگر بگویم: از ماست که بر ماست!
وقتی ما هنوز هم چوب ننگ حاکمان قاجار و پهلوی را می خوریم؛ شاید نوشته ی من انتظاری نا به جا باشد، اما تا به کی؟! تا چه روز قرار است ما فقط شعار بدهیم؟ گریه کنیم و هزینه های بسیار گزافی برای دید و بازدیدها، همایش ها، کنفرانس ها، نشست های دیپلماتیک و راهپیمایی ها خرج کنیم!
غربی ها، چندین سال است که هر چه را اراده می کنند جریان پیدا می کند؛ تنها دولت ساختگی اسرائیل نیست، بهائیت، وهابیت – باآن عقاید تک رو و پوشالی که رفتار مفتی هایش مبین آن است - ، طالبان و حکومت های کوچک، اما تا دندان مسلح عرب در خلیج فارس، تنها برای از بین بردن اسلام حقیقی ایجاد شده اند.
حکومت و دولت آن ها زندان هایی در ابعاد یک مملکت هستند؛ تا اسلام گرایان و آزادی خواهان را در خود مبحوس کند!
حال اگر امتی هم مثل امت فلسطین (حماس – جهاد اسلامی) خواست اختیار امور ش را خود به دست بگیرد؛ با او همانند یتیمی برخورد کنند، که دائم نوازشش می کنند؛ اما کسی حاضر نیست لقمه نانی به او بدهد!
آیا این به اصطلاح تلاش ها، چند دهه ی دیگر باید تاریخ را معطل خود کند؛ تا: خواجه از سرای به در آید!
جیک جیک مستون عثمانی ها را،امروز باید ملتی تاوان پس دهد؛ که نه تنها سرمایه های مادی و معنوی خود را از دست داده؛ که باید به عنوان خط مقدم جبهه ی اسلام هم ،از سرمایه ی هم کیشان خوش گذران خود هم دفاع کند؛ آن هم با دست هایی کاملا خالی!
- این کجای انصاف است؟!
- این کجای مروّت و مردانگی است؟!
اگر هر کشور اسلامی (فقیر و غنی) از ذخایر دفاعی خود 5% را به فلسطینیان اختصاص می داد؛ به جای قیم بودن آنان – آن هم قیم بی غیرت – امروز دیگر اسرائیل جرأت نمی کرد ،هیچ کشور اسلامی را حتی به صورت بیانی تهدید کند؛ چه بماند اینکه ساختمان های لبنان و فلسطین را به تلّی از آهن وخاکستر تبدیل کند!
این به اصطلاح قیم ها، از امت مظلوم اسلام دفاع که نمی کنند، هیچ؛ بلکه بعضی از کشورهای عربی مردم جنوب لبنان و فلسطین را، به عنوان پیشکش به دشمنان اسلام می بخشند؛ تا بلکه غربی ها آنان را هم در جمع عیش و نوش مشروب خواری خویش راه بدهند.
بی چاره هاحتی برای پیوستن به بنگاه های امنیتی آنان؛ همدیگر را به دلاری ناقابل می فروشند!
لذا چاره ای نمی ماند، جز آن که فرزندان "حماس" راه "شهادت" را برگزینند؛ راهی که در نهایت "با شرف مردن" را، آزادگی را، به "برده بودن" و "زبون مردن" ترجیح می دهد.
پس چنین امتی را باید ستود، که توانسته است روزهای بس دشواری را با سرافرازی پشت سر بگذارد.
وقتی زن معلوم الحالی؟! به نام لیونی ،از "ارزش های نوین " سخن می گوید و همتای او – که از او بسی بدتر است – در شورای امنیت خود ساخته، رای "ممتنع " به نمایشنامه ی خیمه شب بازی اروپاییان و اعراب می دهد، خیلی از نکات خود به خود رمز گشایی می شوند: که چرا یک روز قبل از حمله به حماس، لیونی با حسنی (ایهود) مبارک، دیدار می کند و چرا "رایس " در شورای امنیت طرح مبارک (مصر) را پیش می کشد؟!
چه اهمیت دارد برای کسانی که در جهان، جز خود را نمی بینند؛ دیدن اجساد به خون تپیده ی چند صد کودک زیر ده سال؟!
مگر شورای امنیت، سازمان ملل، یونیسف، و سازمان های عریض و طویل حمایت از کودکان، توانستند به کشتار کودکان " قانا " - در دو مرحله بمباران آنها در سال های گذشته - رسیدگی کنند؟! تا امروز هم بتوانند به این نسل کشی کثیف،به این جنایت هولناک وخوی پلید و حیوانی صهیونیست ها؛ حتی اعتراضی بنمایند؟
بهتر نیست به جای دنباله روی از سیاست های به ظاهر بشر دوستانه ی غرب – که در باطن برای آن ها حتی ارزش یک نمایشنامه ی ابلهانه را هم ندارد – جهان اسلام به فکر قوانین خودش، ارتش خودش و سازمان مدافع حقوق خودش، باشد؟!
سود نفت به جیب آن ها می رود!
سود گاز به جیب آن ها می رود!
آن چه هستی کشورهای اسلامی است از ترس جنگ های خاورمیانه ای به جیب آن ها سرازیر می شود، ولی مسلمانان جز "کنفرانس اسلامی" و عرب ها جز "اتحادیه ی عرب" که - هر دو بیشتر به تئاتر شبیه هستند تا یک مجلس قانون مدارِ قانون گذار – به هیچ دست آویزی که دارای قدرت اجرایی باشد؛دست نمی یابند که در مواقع ضروری از حقوق آنان دفاع نماید!
یک پنچم ملت جهان را مسلمان تشکیل می دهند؛ ولی حتی یک نماینده هم در شورای امنیت ندارند!
اکثر درگیری ها را غربی ها همیشه با مسلمانان داشته اند؛ اما هیچ گاه مسلمانان در فکر تشکیلاتی نبوده اند که بتوانند؛ در صورت نیاز از آن استفاده نمایند؛ گاه در آغوش روس ها از حال رفته اند، گاه در دامان امریکایی ها یا اروپایی ها!
صدها سال است که "انگل ساکسون ها" در نقطه نقطه ی زمین، خون مسلمانان را مکیده اند، برایش مذهب و فرقه تراشیده اند، کودتا کرده اند، آدم های خود فروش و ناکارامد بر آنان گمارده اند، و هنوز هم اساس حکومت های جهان را آن ها در دست دارند؛ اما تاکنون یک مسلمان به فکر خنثی کردن دسیسه های این قوم خودخواه متقلب نبوده است!
از "بالفور وهرتسل" تا "کسینجر و باراک" . از "گلدامایر" تا " لیونی". از"بن گریون و بگین" تا "شارون و اولمرت" .از "رضاخان و آتاتورک" تا "محمدرضا پهلوی و انورسادات". از"فهد و شاه حسین" تا "امیرعبدا...وامیر عبد یهود ها ی دیگر ".حتی از "محمود عباس و ایهود(حسنی) مبارک" تا....
همه ی این ها را استعمار کهنه پرورده و در صحنه ی بازی روزگار رهایشان کرده است.
***
مسلمان تا زمانی که به شکوه دیرین خودش، به علم و اعتقاد خودش، به آرمان های الهی خودش بازنگشته؛ هیچ تغییری در هیچ نقطه از کشورهای اسلامی روی نخواهد داد!
آن ها که برای کشته شدن چند صد کودک بی گناه، کک شان هم نمی گزد؛ برای کشته شدن چند میلیون کودک از جهان اسلام، اصلا نگران هم نخواهند شد؟!
آن ها بمب های فسفری را برای از بین بردن نسل مسلمانان ساخته اند؛ آی مسلمانی که در خواب خرگوشی ات به دنبال هویج "فرنگی" از علفزار این سازمان به آن سازمان می پری!
دیری نمی پاید وقتی انرژی کشورهای اسلامی - نفت و گاز- ته کشید و جز چندین ساختمان مدرن، کشتی مدرن، هواپیمای مدرن، قطار مدرن، اتومبیل مدرن، چیزی برای خوردن نداشت آن روز دیگر آبرویش را هم برای لقمه ای نان می فروشد!
اگر امروز "حماس" با خون جلوی ارتش مدرن اسراییل ایستاده است؛ به خاطر اتکا و اطمینان به خود است؛ وگرنه برای انسان های خود فروخته، نیاز به هیچ ارتش سر تا پا مسلح و بی رحم نیست!
آن ها با شهدای خود درس هایی را به ما داده و می دهند؛ که اگر جدی نگیریم، سرنوشتی بس بدترو دشوارتر از غزه در انتظارمان خواهد بود؛ ... .
کربلای غزه
ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون
Shame to ziunist Down whit Israel
shame to Arab kings
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
با نام تو ، که نام کلامی مقدس است
با یاد تو ، که یاد سلامی ، مقدس است !
می خواهم از نگاه تو گویم ، برای تو
از عارفانه های بسی ، دل ربای تو
وا می کنم کتاب تو را ، آه می کشم
تصویری از نگاه تو با ماه ، می کشم
نهج البلاغه ، آینه خاطرات کیست !
آیینه ای که نزد تو بودست ، دیدنی ست
با ما بگو ، که لحن کلامت ، کجایی است ؟!
این خطبه ها ، نشانه عشق خدایی است
گویی که پرده از رخ بیداد می کشند
با واژه های خاطره ، فریاد می کشند
تا با شروع خاطره ، آغاز می کنی
دل را اسیر پنجه پرواز می کنی
پرواز در مسیر شروعی که از غدیر
تا کوفه شد ، بهانه یک فصل بی نظیر
فصلی که در فضیلت آن ، مثنوی کم است
فصلی که جاودانه ترین ، فصل عالم است
آغوش ناز سمت شما ، باز می کند
دریا ، به نام آبی خود ، ناز می کند!
باید به احترام شما شعر نغز گفت !
باید بدون واسطه از مغز مغز گفت
جام شما کجا و تماشای ما کجا ؟!
دست شما کجا و تمنای ما کجا ؟!
مهتاب رنگ خورده ، کجا و جمالتان !
خورشید پا برهنه کجا و جلالتان !
سرو از قیام قامتتان ، شرم می کند
کوه از مرام طاقتتان ، شرم می کند
در خاک هم ، به اوج فلک می رسد مرام
هفت آسمان ، به نام شما می دهد: سلام !
گویی فقط به مست خود ، ناز می کنیم
صحبت ز عاشقانه ترین راز می کنیم
ای جلوه ی جمال جمیل پیمبری !
وی حجت جلال جلیل پیمبری !
مولا ، به نام عشق که عاشق ترین تویی
حتی برای خاطره ، لایق ترین تویی !
آنجا که عشق ، نام تو را قاب می کند !
یخ های چشم فلسفه را آب می کند !
آنجا که علم ، پنجه به دیوار می کشد !
از جهل خویش ، ناز نمودار می کشد !
آنجا که مرگ ، پیش تو یک امر ساده است
سرگشته رازهای جهان ، سر گشاده است !
بهتر ، همین که ساده بگویم : امام من !
تقدیم روح پاک تو بادا ، سلام من .








