آن روز های از خدا سر شار ....
نه نمی توانم باور کنم !
دیگر توان رفتن روی تپه ها را ندارم
چه رسد به کوه !
.... دیگر نمی توانم " زیبایی مکرر شده ی " چهر ه ا ی را
در آیینه ی چشمه ببینم !
... دیگر .... !
نه نمی توانم باور کنم !
........
**************
و معمولا با معنا یا ، بی معنی است .
اما " چهارحد " به چند دلیل با نام خود هما هنگی دارد !
دلیل اول اینکه :
از نظر جغرافیایی با استان های : همدان - قزوین -مرکزی ،و تقریبا
--از نظر تابعیت بخشی، چون ازروستا های تابعه ی بخش خرقان شهرستان ساوه است --
با استان تهران ؛همجوار است . و به همین خاطر به آن( چهار - حد ) میگویند .
... اما تصور بنده این است که نام آن :
"چار هات "یا ۴ آتشکده باشد !
باید عرض کنم که روستا از نظر قدمت تاریخی با توجه به آثار سفالین
و غیره ای ...که از زمین های کشاورزی در می آید ؛
با حدود : ۵۰۰۰سال سابقه تمدن داشته باشد .
از حدود یک قرن پیش تا به امروز مسلمانان ؛
ولی قبل از آن (ارامنه) در آن سکونت داشته اند .
... در ادامه مطلب سعی خواهم کرد بیشتر از خاطرات نوجوانی خودم ،
وزیبایی آن روزهای روستا بیشتر بنویسم !
انشاالله !
***
به تو که نخستین بار، هوای زیبای بهاریت
در فضایی آکنده از عطر باران و کاهگل
آغازین لحظه های تولدم را بشارت گفت !
به تو می اندیشم !
به تو ، روستای بی آلایشی که هنوز هم با یاد تو
درین بی تفاوتی رنگین ،
درین نخوت زار سنگین ،
درین حجم آلوده از دود
درین شهر بی آب بی رود!
نفس می کشم !
***
چگونه می توانم فراموش کنم :
ـــ نخستین طعم سبز زندگی را ؟!
ـــ نخستین روزهای بودن را ؟!
ـــ نخستین عشق را !
ـــ نخستین اندوه را !
ـــ نخستین روزهای روشن را ،
ولو با غم !
ولو با اشک های تلخ دوری های نا زیبا !
***
چگونه از ننویسم که تنها با تو
و در کنار تو
مفهوم زیستن را درک کردم !
از موسیقی جویبار هایت؛
تا بانگ نابهنگام خروس ها !
از آوای دل انگیز نسیم ات ؛
تا نغمه ی هم آوای بدبدک هایت !
از ....
تا....
آه
چه دلتنگم !
.....
***
سلام به تو
تویی که با من همراه خواهی شد
برای بازگشتن به اصل خویش !
***
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام خالق تمام زیبایی ها :
از کوه و آبشار تا
در خت و دشت و چمن
...
***
*****

